نماز پیامبر مثل نماز علی و مثل نماز اهل بیت مثل نماز شیعیان است
نام شیعه چندین بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده است
نام حیدرنام جمله انبیاست حیدر کرار علی مرتضاست در زخیبر هم دریده کعبه را حجت اثنی عشر هم شرح دین حبل المتین سالاردین شاه مردان شیر یزدان این امام اولین خوانده شد در کعبه مولاء اینچنین نیست جزحیدر امیرالمومنین امیرالمومنین در کعبه دوشش کسی غیر از علی نیست مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست عشق یعنی قدرت پروردگارنام آوری خیبر کنی بت شکنی دوش نبی هم ثاقی کوثر علی قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضی این نام محمد است علی میبینی آئینه روی محمد علیست همین بس که نام محمدعلیست شهادت میدهم والله به قرآن وصی این پیامبر یاور آن در عرش نوشته با خط جلی وارث خاتم بوود مولاء علی قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضی تقدیم به روی ماهت یا قائم آل محمدی
مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست بنامت قسم یا علی توایی وارث این نبی به ثنای اسم اعظم شده چون علی محمد بدرید کعبه از هم شده بت شکن به کعبه اسدالله اعظم سرور کائنات محمد استو جمال محمد علیست
نام شیعه زینت قرآن بوودغیر شیعه نیست درقرآن ابد فرقه های دین همه باطل بوود اسمشان در قرآن نیامده تمام بزرگان دین گفته اند به قرآن رجوع کنید اگر در قرآن نبود محکم به دیوارش بکوبید محکم ها وهابی عمری محکم به دیوار ابلهان تاریخ دین دین یکی است فقط یکی و آن اسلام شیعه دوازده امامی385 بدین واقعی اسلام 385 شیعه385یعنی حق اسلامه385 اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام 385 بدین اسلام واقعی 385اسلام پیامبر385 دیگه خیلی باید بدبخت باشه کسی در ایران علم ابجد نخوانده و شیعه نشده باشد اگر فرعون راهم بیاری پیش من دو دقیقه شیعه خواهد شد مگر خیلی بخت برگشته و بی سواد و کودن واقعا" حیوان باشه کسی و حق را نداند
علم ریاضی قرآن همه رهبران جهان را به حق دین حق شیعه قائم آل محمد (عج) دعوت مینماید این از بخت بلند رهبران روسیه و هم جوار است که زودتر از رهبران آمریکا شیعه شوند وگرنه اگر آنها زودترشیعه نشوند شما موقعیت جهانی خودرا برای همیشه از دست خواهید دادو ما همیشه با کسانی که زودتر385 بدین اسلام واقعی385 اسلام پیامبر 385شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 فلسفه دین الله 385 پیامبر هم با آن همه عظمتش قرآن را علم مافوق بشر خداوند میداند و علی هم به علم ابجد احترام میگذاشت وفیلسوف جهان بودوخودرااستادتمام علوم الهی میدانست و فرمود علم ابجد قرآن هم هزار باب دارد علم ابجد علم الهی میباشدبه ابجد ظالم 971-430 مقصر= 541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 اهله شر541 مکافات 541 آفت کلی 541 به ابجد مردانه فاسده دینه اسلام651-110 دین الهی = 541 +430مقصر = 971 ظالم 971-310 عمر = 661 عثمان +310 عمر = 971ظالم 971-430 مقصر= 541 عمر ابوبکر 541 مقصر430+231 ابوبکر=661 عثمان +310عمر = 971 ظالم 971+231 ابوبکر= 1202 سه خلیفه قاصب بدین اسلام اینم آیه قرآن به ابجدسه خلیفه 1202 بکافران محض 1202 ارتش کفار1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت انتقام میکنیم به ابجد مردانهفاسده دینه اسلام 651-110 دین الهی = 541 دشمنه اسلامی 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 شیطان منافقی 651-110 دین الهی= 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 اهله شر 541 مرگ کافر541 مکافات 541 آفت کلی 541
به ابجد مردانه فاسده دینه اسلام651-110 دین الهی = 541 +430مقصر = 971 ظالم 971-310 عمر = 661 عثمان +310 عمر = 971ظالم 971-430 مقصر= 541 عمر ابوبکر 541 مقصر430+231 ابوبکر=661 عثمان +310عمر = 971 ظالم 971+231 ابوبکر= 1202 سه خلیفه قاصب بدین اسلام اینم آیه قرآن به ابجدسه خلیفه 1202 بکافران محض 1202 ارتش کفار1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت انتقام میکنیم
به ابجد بدعت کنندگان 651 - 110 دین الهی =541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 مکافات 541 آفت کلی541 پیامبر فرمود بعداز من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 کفار پلید دین اسلام 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 ظالم 971-430 مقصر = 541عمر ابوبکر 541پیامبر (ص) چگونه نماز میخواند با دست باز یا بسته؟ امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: مسلمان دستهایشان را در نماز جمع نمیکند و در حالی که در مقابل خدای عزّ وجلّ ایستاده است، تشبّه به اهل کفر (یعنی مجوس) نمیورزد.[7] این عادت مجوسان در مقابل پادشاهان ظالم است نه خدای عادل مهربان در کجای قرآن فرموده در نماز بشکل مجوسان دست به سینه نماز بخوانید پیامبر دست افتاده نماز می خواند افتادگی آموز اگر قابل فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است بلبل از با لا نشینی رتبه ای پیدا نکرد جاده از افتادگی از کوه بالا میرود آیات رضای کبیر را بز خورده دست به پستان میشوی هر روز شب شیر ما هم خورده بز های پلید هرکس آمد گل ز باغ زندگانی چیدو رفت عاقبت بر سستی اهل جهان خندیدو رفت دل چرا اندر فرود آری به فوج مملکت باید آخر جسم خود را بر کفن پیچیدو رفت پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 فرقه 385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 فقط یک فرقه اهل نجات است385 بدین واقعی اسلام 385
به سئوالی پیرامون چرایی اقامه نماز با دست باز از سوی شیعه و نیز بستن دستها از سوی اهل سنت، با ذکر پیشینه این مسأله پاسخ گفتند.
چرا شیعیان با دست باز نماز میخوانند؟ شيعيان ميگويند دست بسته و دست به سینه اين کار بدعت است ، بدعت يعني چيزي که در اسلام نيامده را داخل در شريعت و اسلام عمر نموده و خدا لعنت کند اهل بدعت در دین را . از امير مومنان علي عليه السلام نقل شده است که تکتف تشبه به مجوس است . لذا از نظر شيعه چنين کاري حرام است.و پیامبر یک بار هم مثل عمر و عمری ها نماز نخوانده است پیامبر و علی مثل پیامبر مثل شیعیان نماز می خوانده است
پیامبر(ص) همان گونه نماز می خواند که اکنون ما شیعیان و علی می خوانیم. اصولاً ما کیفیت نماز و اصل آن را از پیامبر آموخته ایم و به گونه ای عمل می کنیم که او عمل کرده است. این مسئله نه تنها در نماز، بلکه در بسیاری از احکام دین است. امام صادق(ع) فرمود: "خداوند متعال پیامبرش حضرت محمد(ص) را به معراج برد. جبرئیل اذان گفت (به همین شکلی که اذان می گوییم) و نماز را به پیامبر آموخت، به همین کیفیت و شکلی می خوانیم. در تشهد به او فرمود: بر خودت و بر اهل بیتت درود بفرست. پیامبر گفت: صلی الله علیّ و علی اهل بیتی".از این جمله معلوم می شود که پیامبر در تشهد بر خود درود می فرستاد. در روایت دیگر اسحاق بن عمار از امام موسی بن جعفر(ع) دربارة کیفیت نماز سؤال کرد. آن حضرت فرمود: "اولین باری که پیامبر(ص) نماز خواند، در معراج در برابر عرش الهی بود و به او چگونه وضو و تکبیر و حمد و رکوع و سجود و ذکرهای نماز آموخته شد ".بنابراین باید گفت: پیامبر(ص) نماز و کیفیت آن را از پیش خود ابداع نکرده و تمامی آنها به دستور و راهنمایی خدا بوده است. حتی نحوة صلوات با آموزش الهی است. نماز در همه شرایع و ادیان مقرّر بوده، هر چند در کیفیت آن باهم اختلاف داشته اند. در مکه در ابتدای بعثت، اصل نماز بر پیامبر(ص) نازل و واجب گردید، ولی کیفیت و شمار آنها و شمار رکعات در شب معراج نازل گردید . به ابجد بدعت کنندگان 651-110 دین الهی = 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 مکافات 541 آفت کلی 541 پیامبر فرمود بعداز من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 کفار پلید دین اسلام 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 ظالم 971-430 مقصر = 541پرسش: چرا بر خلاف سنّت پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله)، شیعیان نمازهای ظهر و عصر را با هم و نمازهای مغرب و عشا را هم زمان می خوانند؟
پاسخ: نخست آن که نماز جزء فروع دین است و در مسائل فرعی بین علمای همه مذاهب اختلافات زیادی است، همانطور که پیشوایان و علمای اربعه اهل سنت با هم اختلاف زیادی در این مسائل دارند.
ثانیاً جمع خواندن نمازهای ظهر و عصر یا مغرب و عشا، بر خلاف سنّت رسول الله(صلی الله علیه وآله) نمی باشد؛ چون ایشان گاهی این نمازها را جمع و گاهی جداگانه می خوانده اند. مثلا در صحیح مسلم در باب «الجمع بین الصلاتین فی الحضر» از ابن عباس نقل شده که گفت: «بدون خوف و ترس و در غیر سفر، رسول خدا(صلی الله علیه وآله)نمازهای ظهر و عصر را جمع و نمازهای مغرب و عشا را جمع ادا می کردند. مجدّداً در همان صحیح مسلم و نیز امام حنبل در جزء اوّل مسند از ابن عباس نقل کرده اند: «با پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) هشت رکعت نماز ظهر و عصر و هفت رکعت نماز مغرب و عشا را به طور جمع ادا نمودیم.».
بالاخره چندین حدیث از ابن عباس درباره جمع خواندن نماز ظهر و عصر و نیز مغرب و عشا نقل شده است. برای مثال: «پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) در حال اقامت در مدینه، نه در حال مسافرت، هفت رکعت (نماز مغرب و عشا با هم) و هشت رکعت (نماز ظهر و عصر با هم) نماز گزارد.» احمد حنبل در مسند از سعید بن جبیر از ابن عباس روایت می کند که گفت: «پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) بدون آن که در حالت خوف و ترس، یا در حال سفر باشد نماز ظهر و عصر را جمع خواند.» در جایی دیگر گفته است: «پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله)بدون آن که در حالت خوف و ترس باشد، یا باران ببارد، نماز ظهر و عصر را جمع خواند.»[5] ابو زبیر دلیل جمع خواندن نماز توسط پیامبر را از سعید بن جبیر سؤال نمود، او گفت: من همین سؤال را از ابن عباس پرسیدم و او پاسخ داد: «به این جهت جمع می خواند تا احدی از امتش در سختی و مشقت نباشند.» همچنین در صحیح مسلم از قول عبدالله ابن شفیق می گوید: روزی بعد العصر، ابن عباس برای ما خطبه می خواند و سخنرانی می کرد. سخنش به درازا کشید و همچنان برای ما صحبت می نمود تا این که آفتاب غروب کرد و ستاره ها ظاهر شدند. صدای مردم بلند شد: «الصلاة، الصلاة» ابن عباس اعتنایی نکرد. در همین حال مرد دیگری ندای «الصلاة، الصلاة» سرداد. ابن عباس رو به او نمود و گفت: «مادر مرده، مرا سنت یاد می دهی؟ من خودم دیدم که پیامبر خدا نمازهای ظهر و عصر و نمازهای مغرب و عشا را جمع می خواند.» سپس عبدالله بن شفیق می گوید: چون این حرف برایم غیر قابل قبول بود و گران آمد، نزد ابو هریره رفتم و او نیز گفته های ابن عباس را تأیید کرد.
هر چند اخبار و روایات بسیاری در این باب نقل شده، لیکن همین که بابی به نام «جمع بین الصلاتین» اختصاص یافته و احادیث مربوطه در این باب نقل گردیده، محکم ترین دلیل و برهان بر جواز جمع خواندن نماز است. زیرا اگر غیر از این می بود باید باب مخصوصی به نام «جمع بین الصلاتین فی السفر» یا «جمع بین الصلاتین فی الحضر» اختصاص می دادند تا احادیث مربوطه را تفکیک نمایند.
از طرفی دیگر، بخاری همین احادیث را در صحیح خود آورده، لیکن به دلایل نامعلومی و با زبردستی آن ها را از محل «جمع بین الصلاتین» به محل دیگری مثل «باب تأخیر الظهر إلی العصر من کتاب مواقیت الصلاة» و «باب ذکر العشاء والعتمة» و «باب وقت المغرب» انتقال داده است.
در پایان یاد آوری این نکته مهم می باشد که نمازها را جداگانه و هر یک را در وقت فضیلتش به جا آوردن به نظر بعضی از علمای شیعه بهتر و افضل است. از طرف دیگر، بعضی از علمای اهل تسنن از جمله شیخ الاسلام انصاری در شرح صحیح بخاری قسطلانی در شرح صحیح بخاری و جم غفیری جداگانه نماز خواندن را افضل ندانسته اند و آن را ترجیح بلا مرجح و خلاف ظواهر احادیث خوانده اند شيعيان ميگويند دست بسته و دست به سینه اين کار بدعت است ، بدعت يعني چيزي که در اسلام نيامده را داخل در شريعت و اسلام به علم ابجد قرآن
به ابجد بدعت کنندگان 651-110 دین الهی = 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 مکافات 541 آفت کلی 541 پیامبر فرمود بعداز من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 کفار پلید دین اسلام 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 ظالم 971-430 مقصر = 541
منبع:کتاب شبهایی پیشاورآیه ایی که بز خورد ای حرام لغمه بز عایشه
آیه ایی را که بز خورد +سند گر ریش بوود نشان اسلام بزغاله بوود عمر در اسلام 
پیامبر فرمود هر کسی ریش خود را با تیغ بتراشد و خود را بشکل مجوس کافر در بیاورد نه تنها من بلکه علی (ع) هم شفاعتش را نخواهد کرد مواظب باشید موقع مردن ریش سنت پیامبر است فقط بزغاله ها ریش ندارند بزغاله ریشتو با تیغ نتراش خدا از نامرده بی ریش متنفر است
مردها وقتی ریش خود را میتراشند انگار با واجبی عورت را زده ای میشوند مثل دزد در کاهدان
برای دانلود تصاویر با کیفیت اصلی کلیک کنید
عنْ عَائِشَةَ قَالَتْلَقَدْ نَزَلَتْ آیَةُ الرَّجْمِ وَرَضَاعَةُ الْکَبِیرِ عَشْرًا وَلَقَدْ کَانَ فِی صَحِیفَةٍ تَحْتَ سَرِیرِی فَلَمَّا مَاتَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَتَشَاغَلْنَا بِمَوْتِهِ دَخَلَ دَاجِنٌ فَأَکَلَهَا..عایشه می گوید: آیه سنگسار و آیه شیردادن به بزرگسال زیر تخت من بود ولی زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وفات یافت و ما مشغول شدیم ، بزی آمد و آن را خورد!! سنن ابن ماجه ج6ص72
برای دیدن عکس در اندازه واقعی بر روی آن کلیک کنید



ببخشید فقط یک سوال از پیروان عائشه داشتم:پس با این حال،تکلیف این آیه چی میشه؟؟ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ بىتردید، ما این قرآن را نازل کردهایم، و قطعاً خودمان هم نگهبان آن خواهیم بود.؟؟ فرقه بزها با ریش های بلند پیامبر فرمود هر کسی ریشش از حد معمول یک مشت پنج انگشت بلند تر بود دلیل بر نادانی و جهالت و کم عقلی او است وهابیان دائشی بی عقل ترین مردم دنیا میباشند
لذا مطلع شدیم:شبکه کلمه در اطلاعیه ای برای بز خطرناکی که بعضی آیات قرآن سقیفه را خورده جایزه تعیین کرد!!
این بز خطرناک و جانی آیات رجم و رضاع کبیر از قرآن سقیفه است را خورده!!!
ازکسانی که این بزبزقندی را دیده اند تقاضا میشود ، که هرچه سریعتر با شماره های شبکه کلمه ، و یا صفحه عقیل هاشم زهی(هاشمی) تماس بگیرند!
باتشکر از همکاری شما در جهت احیای آثار مکتب سقیفه!
ولی عمر آن را تغییر داد
گذاشتن دست ها بر روی همدیگر روشی است که در دوران پیامبر (ص) وجود نداشت و آن حضرت با دستان باز نماز بجای می آوردند[1] و چون شیعیان در تمام زمینه ها از پیامبر (ص) و ائمه ی اطهار (ع) پیروی می کنند، این گونه نماز خود را می خوانند، ولی روش بستن دست ها بدعتی است که بعد از رحلت پیامبر (ص) ایجاد شد؛ یعنی در دوران پیامبر اکرم (ص) اصلا وجود نداشت و در دوران خلیفه ی دوم شروع شد، از آن زمان به بعد این حالت باب شده[2] و الآن هم اکثر سنی ها به روش خلیفه ی دوم عمل می کنند،[3] ولی امامان معصوم (ع) این روش را تشبه به اهل کفر و از اعمال مجوس ها می دانند و به شیعیان فرموده اند که به روش و سنت پیامبر (ص) عمل کنند و نماز با دستان باز بخوانند.
در حدیثی ابی حمید ساعدی تمام اعمال پیامبر (ص) را به هنگام نماز از اوّل تکبیر الاحرام تا آخر سلام نماز ذکر نموده است، اما هیچ گونه عملی مثل بستن دست ها را در نماز پیامبر (ص) ذکر نکرده است، بلکه ذکر کرده که حضرت رسول (ص) بعد از تکبیر دست ها را پایین آورده است و به دو پهلو چسباندند.[4]
این را هم می دانیم که ممکن نیست پیامبر (ص) عمل مستحبی را در طول حیاتشان ترک کرده باشند.
و هم چنین حماد بن عیسی از امام صادق (ع) خواستند تا نماز صحیح و کامل را به او آموزش بدهند و آن حضرت (ع) رو به قبله ایستاد و تمام مستحبات را به جا آورد و بعد تکبیر الاحرام گفته و قرائت را شروع کرده و ادامه دادند و نماز را همان طوری که الآن شیعیان می خوانند، خواندند و با سلام نماز را به اتمام رساندند.[5] در این روایت امام (ع) همان نمازی که پیامبر (ص) می خواندند را به حماد بن عیسی آموزش دادند و حالت گذاشتن دست روی دست دیگر را ذکر نکرده اند و اگر این عمل سنت بود، امام حتما آن را بیان می کردند.
هم چنین روایات زیادی از ائمه (ع) وجود دارد که فرموده اند: این عمل تشبه به مجوس و اهل کفر است و نباید به آن عمل کرد. ما به ذکر چند مورد در این جا اکتفا می کنیم:
1. روی محمد بن مسلم ،عن الصادق (ع) او الباقر (ع) قال: قلت له: الرجل یضع یده فی الصلاة -و حکی- الیمنی علی الیسری؟ فقال: ذلک التکفیر لا یفعل.[6]
2. و روی زراره عن ابی جعفر (ع) انه قال: و علیک بالاقبال علی صلاتک، و لا تکفر ،فانما یصنع ذلک المجوس.[7]
3. روی الصدوق باسناده عن علی (ع) انه قال: لا یجمع المسلم یدیه فی صلاته و هو قائم بین یدی الله عز و جل یتشبه باهل الکفر، یعنی المجوس.[8]
برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به:
الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، آیت الله شیخ جعفر سبحانی، ج 1، ص 169- 193.
[1]حدیث وارده در خصوص همین موضوع خواهد آمد.
[2]شاهد این مطلب حدیث سهل بن سعد است که بخاری روایت می کند: کان الناس یومرون ان یضع الرجل الید الیمنی علی ذراعه الیسری فی الصلاة، (فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، ج 2، ص224)، حال اگر پیامبر (ص) به قبض امر کرده بود معنا نداشت که گفته شود: کان الناس یومرون، بلکه باید گفته می شد: "کان النبی یامر".
[3]حنفیه، شافعیه و حنابله قبض را سنت و مستحب ، ولی مالکیه باز بودن دست ها را مستحب می دانند، ( الفقه علی المذاهب الخمسة، ص110).
[4]سنن بیهقی، ج 2، 72، 73، 101، 102؛ سنن ابی داود، ج 1، 194.
[5]الوسائل، ج4 باب1 من ابواب افعال الصلاة ح1.
[6]الوسائل، ج4 باب15 من ابواب قواطع الصلاة ح1.
[7]الوسائل، ج4 باب15 من ابواب قواطع الصلاة ح2،3،7.
[8]سبحانی، جعفر، فقه الشیعة الامامیة و مواضع الخلاف بینه و بین المذاهب الاربعة، ص 183.
قرار دادن دست راست بر روی دست چپ در نماز (دست بسته نماز خواندن) از اموری است که استحباب آن بین فقهای سه مذهب از مذاهب چهارگانة اهل سنّت مشهور است:
حنفیها میگویند: روی هم گذاشتن دستها در نماز، سنّت است و واجب نیست، و برای مرد بهتر است که کف دست راستش را بر پشت دست چپ، زیر ناف قرار دهد، و زن دستها را بر سینهاش بگذارد.و بدانند سینه زیباترین جای بدن بعد از عورت میباشد ران را بیشتر دوست میدارم بعد سینه مرغ کشتی کیران بیشتر سرو کردن بخورند عمر پشت چلپاسه را بیشتر دوست میداشت
شافعیها میگویند: گذاشتن دست روی یکدیگر، در نماز، برای مرد و زن سنّت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ زیر سینه و بالای ناف به سمت چپ قرار دهید.بشرط اینکه سینه و ناف تکان نخورد فرقه عمری شپشی ها یکسر همه اونجای خود را میخاراندند
حنبلیها میگویند: گذاشتن دستها روی هم، سنّت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ نهاده، زیر ناف قرار دهند.و تکان نخورد نماز باطل میشود
فرقه مالکیّه بر خلاف سه مذهب فوق میگویند: آویختنِ دستها در نمازهای واجب، مستحب است، قبل از مالکیها نیز جماعتی همین قول را گفتهاند که از آن جملهاند: عبداللّه بن زبیر، سعید بن مسیّب، سعید بن جبیر، عطاء، ابن جریح، نخعی، حسن بصری، ابن سیرین و جماعتی از فقها.
از امام اوزاعی منقول است که نمازگزار، بین آویختن دستها یا روی هم قرار دادن آنها مخیر است.[1]
امّا مشهور بین شیعه امامیّه آن است که قرار دادن دستها روی یکدیگر در نماز، حرام، و موجب بطلان نماز است و به ندرت از فقهای شیعه کسی قائل به کراهت شده، مانند ابو الصلاح حلبی در کافی.[2]
کیفیت نماز پیامبر(ص)
با این که به جز مالکیها، مذاهب دیگر اهل سنّت، قرار دادن دست چپ بر دست راست در نماز را جایز شمردهاند و دربارة این مسأله سخن بسیار گفتهاند، با این حال دلیل قانع کنندهای حتّی بر جواز آن ندارند،چه رسد بر استحباب. بلکه میتوان ادّعا کرد که دلایلی بر خلاف ادعای آنان وجود دارد و روایاتی که از فریقین (شیعه و سنّی) بیانگر طریقه نماز گزاردن رسول اکرم(ص) است، از گذاشتن دستها بر یکدیگر سخنی به میان نیاورده است و امکان ندارد که پیامبر (ص) امر مستحبّی را در طول حیات خود(یا بخشی از آن) ترک نماید. اکنون سه نمونه از این روایات، دو مورد از طریق اهل سنّت و دیگری از طریق شیعه امامیّه را ذکر میکنیم که هر دو روایت، چگونگی نماز پیامبر(ص) را بیان میکند و در هیچیک کوچکترین اشارهای به روی هم قرار دادن دست نشده، چه رسد به چگونگی آن:
الف: حدیث ابی حُمید ساعدی
حدیث ابی حُمید ساعدی را برخی از محدّثان (سنّی) روایت کردهاند و ما از کتاب سنن بیهقی نقل میکنیم که گفت: او رو به اصحاب پیامبر(ص) کرد و گفت: من داناترین شما به نماز رسول خدا (ص) هستم. گفتند: به چه سبب؟ زیرا تو نه بیش از ما پیرو آن حضرت بودهای و نه افزونتر از ما مصاحبتش کردهای. گفت: چرا، گفتند: پس (کیفیّت نماز آن حضرت را) بر ما عرضه کن. ابوحُمید گفت:
رسول خدا(ص) هرگاه میخواست به نماز بایستد، دستها را تا برابر شانههایش بالا میبُرد، سپس تکبیر میگفت و هنگامی که همه اعضایش به حال اعتدال در جای خود قرار میگرفت به قرائت میپرداخت، آنگاه تکبیر میگفت و دستها را تا برابر شانه بالا میبُرد، پس از آن به رکوع میرفت و دو کف دست را بر زانوها میگذاشت و در حال اعتدال که نه سرش را بالا میگرفت و نه پایین میانداخت، رکوع را انجام میداد. سپس از رکوع سر بلند میکرد(میایستاد) و میگفت: سمع اللّه لمن حمده. آنگاه دستها را تا برابر شانهها بالا میبُرد و تکبیر میگفت،
سپس (برای سجده) متوجّه زمین شده و دستهایش را (در سجده) از پهلوهایش جدا میگرفت، آنگاه سر از سجده برمیداشت و پای چپش را خم میکرد و بر آن مینشست. انگشتان پاهایش را در سجده باز مینمود و سجده دوم را نیز همینگونه انجام میداد و پس از سجده، تکبیر میگفت، سپس پایش را خم کرده بر آن مینشست در حالی که هر عضوی به حال اعتدال قرار میگرفت. رکعت بعدی را هم به همین کیفیّت انجام میداد و پس از دو رکعت در حال قیام، تکبیر میگفت و دستهایش را تا برابر شانهها بالا میبرد همانگونه که تکبیر افتتاحیّه را انجام میداد و در بقیّه نمازش نیز همینطور عمل میکرد تا به سجده آخر. پس از آن سلام میگفت، پای چپ را عقب قرار میداد و بر سمت چپ بر وَرِک[3] مینشست.
همه گفتند: ابوحمید راست گفت، رسول خدا(ص) بدین گونه نماز میگزارد.[4]
این بود حدیثی در مقام بیان کیفیّت نماز رسول خدا(ص) که از طریق اهل سنّت روایت شده که وجه دلالت آن را دانستیم. اکنون به حدیثی که شیعه امامیه روایت کرده توجه کنید:
ب: حدیث حمّاد بن عیسی
حمّاد بن عیسی از امام جعفر صادق (ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: چه قدر ناپسند است برای مردی که 60یا 70 سال از عمرش بگذرد و یک نماز با شرایط کامل انجام نداده باشد. حمّاد گفت: (از این سخن امام (ع)) در دلم احساس حقارت کردم و عرض کردم: فدایت شوم، نماز را (با شرایط کامل) به من تعلیم فرما.
پس ابوعبداللّه (ع) (جعفر بن محمّد‘) راست قامت رو به قبله ایستاد و دستهایش را با انگشتان بسته بر روی رانهایش انداخت و پاهایش را نزدیک به هم به فاصلة سه انگشت باز قرار داد و انگشتان پاهایش همه رو به قبله بود و آنها را از قبله منحرف نمیکرد و با خشوع و فروتنی تمام بود، پس تکبیر گفت و سوره حمد و قل هو اللّه احد را با ترتیل قرائت کرد، سپس به اندازه نفس کشیدنی در حال قیام صبر کرد و پس از آن تکبیر گفت در حالی که هنوز ایستاده بود، آنگاه به رکوع رفت و دو کف دستش را با انگشتان باز روی کاسه زانوهایش قرار داد و زانوها را به عقب داد تا پشتش صاف شد به طوری که اگر قطرهای آب یا روغن بر پشتش ریخته میشد به واسطه راست بودن پشتش به هیچ طرف مایل نمیگشت،
امام گردنش را (در رکوع) راست گرفت و چشمانش را بست و سه مرتبه با ترتیل تسبیح (سبحان رَبّی العظیم وبحمده) گفت، سپس راست قامت ایستاد و چون کاملاً به حال قیام درآمد، گفت: «سمع اللّه لمن حمده» و بعد از آن در همان حال قیام، تکبیر گفت و دستها را تا مقابل صورت بالا آورد، و آنگاه به سجده رفت و دستهایش را قبل از زانوها بر زمین گذاشت و سه مرتبه گفت: سبحان ربّی الأعلى وبحمده، و (در سجده) عضوی از بدنش را بر عضو دیگر نگذاشت و بر هشت موضع سجده کرد: پیشانی، دو کف دست، دو کاسه زانو، دو انگشت ابهام پا، و بینی، ( گذاشتن هفت موضع در سجده بر زمین واجب و گذاشتن بینی بر خاک سنّت است که اِرغام نامیده میشود). سپس سر از سجده برداشت و هنگامی که راست نشست، تکبیر گفت و ساق پای چپ را خم کرده، روی آن نشست و پشت پای راستش را بر کف پای چپش گذاشت و گفت: «أستغفر اللّه ربّی و أتوب إلیه»، و در همان حال نشسته تکبیر گفت و بعد سجده دوم را مانند سجده اوّل بجا آورد و همان ذکر تسبیح را در سجده دوم نیز گفت و از عضوی از بدنش برای عضو دیگر در رکوع و سجود کمک نگرفت و در حال سجده دستهایش را به صورت بال از بدنش جدا گرفت و ذراعِ دستها را بر زمین نگذاشت و بدین ترتیب دو رکعت نماز بجا آورد .
سپس فرمود: ای حمّاد، این گونه نماز بخوان، و در نماز به هیچ سویی التفات مکن و با دستها و انگشتانت بازی مکن و آب دهان به راست و چپ یا پیش رویت مینداز.[5]
چنان که ملاحظه میشود هر دو روایت در صدد بیان کیفیّت نماز واجب است و در هیچکدام کوچکترین اشارهای به روی هم گذاشتن دستها نشده است، زیرا اگر گرفتن دست سنّت بود، امام صادق (ع) در بیان خود آن را ترک نمیکرد و حال این که آن حضرت با عمل خود، نماز رسول خدا (ص) را برای ما مجسّم میکرد، چون او از پدرش امام باقر(ع) و امام باقر(ع) از پدرانش و آنها از امیرمؤمنان(ع) و او از رسول اعظم صلوات اللّه علیهم اجمعین گرفتهاند. بنابراین، دست روی دست گذاشتن در نماز بدعت است؛ زیرا گرفتن دست در واقع داخل کردن چیزی است در شریعت که از شریعت نیست.
ج. آموزش نماز به کسی که نماز صحیح نمیخواند
در میان محدثان اهل سنت حدیثی است به نام «حدیث المسیء صلاتُه» یعنی حدیث کسی که نماز خود را صحیح نمیخواند، در این حدیث چنین آمده است:
ابوهریره میگوید: پیامبر وارد مسجد شد، مردی نیز وارد مسجد شد و نماز گزارد، سپس به حضور پیامبر(ص) آمد و سلام کرد. پیامبر(ص) سلام او را پاسخ گفت و فرمود: برگرد و دو مرتبه نماز بخوان، رفت و نماز گزارد و به سوی پیامبر بازگشت، پیامبر نیز فرمود: برگرد باز نماز بگزار، این کار سه بار تکرار شد، سرانجام آن مرد عرض کرد: سوگند به خدایی که تو را به حق مبعوث کرده است، من جز آنچه انجام میدهم، چیزی نمیدانم، چه بهتر که نماز را به من بیاموزی.
در این هنگام پیامبر(ص) فرمود: هرگاه به نماز ایستادی تکبیر بگو، سپس آنچه از آیات قرآن میدانی، بخوان، سپس رکوع کن به گونهای که بدنت آرام گردد، آنگاه پیامبر(ص) دیگر اجزا و شروط نماز را به او میآموخت[6] و هیچ اشارهای به گذاردن دست راست بر دست چپ نمیکند، در حالی که اگر این کار واجب و یا مستحب مؤکد بود، از گفتن آن خودداری نمیکرد.
نظر ائمّه (علیهم السلام)
با توجه به آنچه تاکنون گفته شد، روشن گردید سنت بودن دست روی دست گذاشتن در نماز ثابت نشده است، بدین جهت میبینیم که ائمّه اهل بیت(علیهم السلام) از این عمل (گرفتن دست در نماز)، احتراز میکردند و آن را از افعال مجوس در مقابل پادشاه میدانستند.
محمّد بن مسلم از امام جعفر صادق یا امام محمّد باقر ‘روایت کرده، میگوید: به آن حضرت عرض کردم: حکم کسی که دستش را در نماز بر دست دیگر میگذارد، چیست؟ فرمود: این عمل، تکفیر است و نباید انجام شود.(تکفیر به معنی تعظیم در مقابل پادشاهان است).
زراره از حضرت امام محمّد باقر (ع) روایت کرده که فرمود: بر تو باد توجه به نماز، و در نماز تکفیر مکن(دستهایت را بر هم مگذار)، زیرا مجوس این عمل را انجام میدهند.
صدوق به سندی از امیر مؤمنان علی (ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: مسلمان دستهایش را در نماز جمع نمیکند و در حالی که در مقابل خدای عزّ وجلّ ایستاده است، تشبّه به اهل کفر (یعنی مجوس) نمیورزد.[7]
در خاتمه یادآوری میکنیم که آقای دکتر علی سالوس بعد از نقل نظریات و فتاوای فقهای شیعه و سنّی، (در مورد نهادن دستها بر یکدیگر در حال نماز) به کسانی که دست روی دست گذاشتن را حرام میدانند حمله کرده و میگوید: «کسانی که قائل به حرمت و مبطل بودن این عمل هستند یا تنها آن را حرام میدانند، به واسطه تعصب مذهبی، بین مسلمین اختلاف و تفرقه ایجاد میکنند».[8]
جا دارد از ایشان پرسیده شود: اگر تلاش و بررسی وتحقیق در کتاب و سنّت، شیعه را به این نتیجه رسانده که گرفتن دست در نماز، امری است که بعد از نبی اکرم(ص) پیدا شده و مردم در زمان خلفا به آن امر میشدند، گناه شیعه چیست؟ و در این صورت هر کس گمان کند که آن عمل جزئی از نماز است چه واجب باشد یا مستحب، تحقیقاً در دین امری را بدعت نهاده که از دین نیست. آیا جزای کسی که در کتاب و سنّت اجتهاد و تحقیق نماید این است که با تیر اتّهام به تعصّب مذهبی و ایجاد اختلاف، مورد هدف قرار گیرد؟
اگر این اتّهام بجا باشد، آیا امام مالک را نیز میتوان این گونه متّهم کرد؟ زیرا او گرفتن دست را مطلقاً، یا در نمازِ واجب، مکروه میداند. آیا میتوان امام دارالهجره را به تعصّب مذهبی و ایجاد خلاف متّهم کرد؟
به چه دلیل دست بسته نماز خواندن را نشانه تعصّب مذهبی و میل به اختلاف بین مسلمین نمیدانید؟ قضاوت با شماست.
[1] . محمّد جواد مغنیه: الفقه علی المذاهب الخمسه، ص 110، وملاحظه شود «رسالة مختصرة السدل» ا از دکتر عبدالحمید، ص 5.
[2] . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام:11/15ـ16.
[3] . تورک عبارت است از این که انسان در حال نشستن بر روی پای چپ بنشیند، وروی پای راست را بر کف پای چپ قرار دهد.
[4] . سنن بیهقی:2/72، 73، 101، 102; سنن أبی داود:1/194، باب افتتاح الصّلاة، حدیث 730ـ736; سنن ترمذی:2/98، باب صفة الصّلاة.
[5] . شیخ حرّ عاملی: وسائل الشیعه، 4، باب 1 از ابواب افعال نماز، حدیث 1، و باب 17،
حدیث 1و2.
[6] . صحیح بخاری، ج1، ص 189، شماره 793; صحیح مسلم:2/11.
[7] . شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه:4، باب 15 از ابواب قواطع الصّلاة، حدیث 1، 2و 7.
[8] . فقه الشیعة الإمامیه ومواضع الخلاف بینه و بین المذاهب الأربعه:183.


مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست صاحب سخنی که بر سخن آگاه است اول سخنش بنام بسم الله است به ریاضی قرآن زندگی 59 مهدی 59 زمین 59 آز آن 59 مهدی 59 یعنی 9+5 = 14 معصوم چرا به امام علی قرآن ناطق میگویند علی 110+110 دین الهی + دین الله131= 351 قرآن 351 قرآن 351 یعنی 132 اسلام +202 محمد علی +17 نماز = 351 قرآن351 +14 معصوم = 365 روزسال 365+20 محمد = 385 شیعه قرآن 351+34باکلام حق =385 شیعه